X
تبلیغات
آموزش برتر ، یادگیری بهتر

آموزش برتر ، یادگیری بهتر
 
وبلاگ آموزشی جهت بیان تجربیات و تبادل نظر با همکاران و دانش آموزان

پیشگفتار گرد آورنده:

اهمیت و ضرورت این پژوهش از آنجا ناشی می شود که روابط انسانی میان مدیران و معلمان در ارضای نیازهای انسان با موضوعات و موارد زیاد دیگری ارتباط دارد.بدین معنا که برقراری ارتباط صحیحی میان رئیس و مرئوس باعث تقویت روحیه، رایت شغلی و عملکرد بالاتر و از طرف دیگر باعث کاهش فشار ناشی از کار، تنش، مخالفت، مقاومت می گردد. که در نهایت به افزایش کارایی و اثربخشی سازمان منجر خواهد شد و سلامت فرد و سازمان در جامعه تضمین می شود.همچنان که می دانیم تقریبا همه صاحب نظران از میان عوامل موثر در ارتقای بهره وری و عوامل انسانی را مهم دانسته اند. اما عامل انسانی، خود هنگامی بهره وری خواهد داشت که علاوه بر توانایی در محیط کار انگیزه، هم برانگیخته شده باشد. مسئله روابط انسانی میان مدیر و معلمان در ابعاد گسترده آن از اهم مسائلی استکه در هر گونه فعالیت آموزشی و پرورشی چهره می نماید و اثرات مهم آن در پدیده تعلیم و تربیت هر جامعه اجتناب ناپذیر است. با توجه به ابعاد پیچیده روحیه انسانها و اثرات روانی عاطفی روابط میان مدیرو معلمان و دانش آموزان تعامل این سه رکن تعلیم و تربیت، لزوم تحقیقات هر چه بیشتر و دقیقتر در باره موضوع و ابعاد مختلف روابط انسانی آشکار است. در حقیقت توفیق امر مدیریت در گرو شناخت صحیح از منابع انسانی و برقراری روابط مناسب با آنها و ترغیب آنان به کوشش در جهت دستیابی به اهداف ساز مانها است. در مدارس هم فعالیت و همکاری مؤثر در محیط آموزشی مستلزم وجود روابط انسانی توأم با اعتماد متقابل میان مدیران و معلمان است.

مقدمه:


آموزش به معنای تجربه ای مبتنی بر یادگیری و به منظور ایجاد تغییرات نسبتا" پایدار در فرد با هدف قادر سازی او به انجام کار و بهبود بخشی تواناییها ، تغییر مهارتها ، دانش ، نگرش و رفتار اجتماعی دانسته و تلقی شده است .بنابراین آموزش در واقع تغییر نگرش و مهارت افراد است.

با نگاهی به مدارس و توجه بیشتر به روش عمل آنها خواهید دید که با وجود تفاوت های بسیار اندک در ساختار و شکل مدارس و نیز یکسان بودن مواد و کتب درسی، تفاوت های زیادی بین مدارس و سطح درسی و نتایج دانش آموزان آنها مشاهده می شود. پس با اندکی تأمل می توان فهمید که عاملی دیگر وجود دارد که موجب می شود سطح درسی، حال و هوای مدرسه و روابط بین فردی در این مراکز آموزشی متفاوت شود.در سالهای اخیر تحقیقاتی انجام شده است که تأثیر برخی ابعاد غیر درسی را بر رشد جنبه های آموزشی و شخصیتی دانش آموزان اثبات کرده است. اموری همچون رابطه بین فردی دانش آموزان، رابطه میان آنها و معلمان و مدیران، وضعیت اقتصادی-اجتماعی و بسیاری مسائل دیگر در تحصیل و موفقیت دانش آموزان بسیار مؤثرند. بدون تردید مدیران و معلمان بیش از هر عامل دیگر در به وجود آوردن جوّ مناسب در مدرسه و کلاس مؤثرند و رشد همه جانبه شخصیت دانش آموزان وابسته به جوّ سازمانی مدرسه است.

از مدیریت تعاریف زیادی شده است که بر اساس اهمیت کاربرد آنها در رفتار کلاسی به برخی اشاره می شود.یکی از تعاریف قابل قبول در امررفتار کلاسی این تعریف است: مدیریت تعنی هنر انجام کارها به وسیله دیگران.[1]در جای دیگر مدیریت کار کردن با افراد و بوسیله افراد و گروهها برا ی تحقق اهداف سازمانی بیان شده است.[2]در تعریف دیگری مدیریت کلا سدرس عبارت از رهبری کردن امور کلاس درس از طریق: تنظیم برنامه درسی، ساذماندهی مراحل کار و منابع، سازماندهی محیط به منظوربالابردن کارایی، نظارت بر پیشرفت دانش آموزلنو پیش بینی مسائل بالقوه است.[3]

فن معلمي هنري است ظريف و حساس كه با كمترين لغزش و خطا خسارت جبران ناپذيري بر شخصيت فراگير وارد شده و قطعا هرگونه رفتار صحيح و سنجيده موجب آينده اي درخشان براي فرد مي شود. با اين مقدمه بايد دريافت كه يك معلم بايد به گونه اي رفتار كند كه اولا ارتباط عاطفي و معنوي محبت آميزش با دانش آموزان حفظ شود و ثانيا مديريت و كنترل كلاس را به نحو شايسته اي انجام دهد و از منظري ديگر معلم بايد در مقابل رفتارهاي نامطلوب فراگيران از جمله خستگي از درس و استقلال طلبي در برابر معلم و احيانا بي توجهي به

مقررات كلاس تصميم درست و شايسته اي را اتخاذ كند.حال براي نيل به اين مقصود دانستن پاسخ مناسب به سوالات زير لازم به نظر مي رسد.پیش بینی می شود خواننده در پایان این پژوهش قادر به ارائه جواب سوالاتی از این قبیل باشد:

آيا حدود اختيارات معلم در كلاس و شيوه هاي تشويق و تنبيه وي تعريف شده است ؟

آيا بايد نظرات دانش آموزان درباره ( معلم خوب و مطلوب) مورد توجه قرار گيرد؟

آيا به آراي علماي تعليم و تربيت و كارشناسان آموزش و پرورش دولتي اكتفا شود؟

آيا از تجربيات دبيران موفق و محبوب استغاده شود؟

آيا محبوبيت معلم نزد دانش آموزان و احيانا والدين آنها كافي است؟

آيا معلم ماهر وفاقد محبوبيت از جانب فرگيران و بالعكس وجود دارد؟

آيا به ديدگاه مديران مدارس كه غالبا خواهان كلاسي ساكت و آرام با معلمي باوقار و درصد قبولي بالا هستند،بايد توجه شود؟

آيا به ديدگاه اندك دانش آموزاني كه پيوسته در فكر گريز از درس و تكليفند بايد لحاظ شود؟

آيا نظريه دانش آموز محوري قابل قبول است و آيا حد و مرزي براي آن مطرح شده است؟

آيا معلم مجوز رسيدگي به امور شخصي و استماع درد دل فراگيران را دارد؟

آيا مشكلات شخصي وخانوادگي دانش آموز به معلم ارتباط دارد؟

آيا معلم مي تواند در حل مشكلات بسيارخصوصي و اخلاقي و حتي انحرافات فرگيران دخالت مثبت و منطقي داشته باشد؟

آيا معلم مي تواند جهت ارتباط عاطفي به منزل دانش آموزانش دعوت شود و آنها را دعوت نمايد؟

آيا معلمي كه كلاسش ساكت و در صد قبوليش بالا معلم موفقي است؟

آيا پر تحركي و جنب و جوش فراوان دانش آموزان در كلاس بخوانيد شلوغي و سر وصدا امتيازي براي يك معلم است يا ضغف؟

آيا حرفهاي خودماني وشايد بي پرده دانش آموزان نزد معلم ضعف است يا قوت؟

آيا نظر دانش آموزان (بعد از فارغ التحصيلي) در باره معلمش حائز اهميت است؟

آيا جمع شدن دانش آموزان دور يك معلم خاص(در محيط مدرسه) نكته مثبتي براي اوست يا خير؟

آيا ابراز احساسات و محبت شديد برخي دانش آموزان نسبت به معلم مورد دلخواهشان امتيازي براي معلم است يا خير؟

آيا عكس العمل محبت آميز به رفتار نا مطلوب برخي دانش آموزان از طرف معلم شيوه درستي است؟

آيا يك معلم رفتار توهين آميز دانش آموز را بايد با شدت وحدت پاسخ دهد؟

آيا اختصاص وقت و امكانات مادي ومعنوي و شخصي معلم به دانش آموزان خارج از وظيفه كار مثبتي است؟

آيا يك معلم مي تواند براي دانش آموزنش فداكاري كند؟

آيا معلم، فداكاري و ايثار را براي دانش آموزان مي تواند تاسرحد اهداء جان برساند؟


فصل اول: روابط کلان انسانی درون سازمانی


یکی از نظریه های مهم مدیریت که بعد از نظریه ی مدیریت علمی مطرح شده ،نظریه روابط انسانی است.در این نظریه ،شیوه ی رفتار و کنش متقابل مدیران با زیر دستان مورد بحث قرار می گیرد.

التون مایو از صاحب نظران مدیریت است که مطالعات علمی خود را بیشتر در زمینه انجام داده است.در این تئوری به روابط انسانی در سازمان وجنبه ی انسانی محیط کار توجه می شود.احترام به انسان مورد تاکید قرار می گیرد.به رفاه کارکنان و رضایت آنان توجه شده وبر استفاده از افراد در تصمیم گیری از طریق مشارکت گروهی تاکید می شود.

صاحب نظران برای روابط انسانی چند تعریف ارائه کرده اند. کیمبل وایلز می گوید:((سرپرست آموزشی باید به ارزش شخصیت دیگران اعتقاد داشته باشد وبه خواسته ها واحساسات معقول آنها احترام گذارد وبداند زندگی وکار با هم آمیخته اند ورضایت خاطر در کار می تواند تا حد زیادی رضایت زندگی را حاصل کند.)) [4]

ریس و برند ت در کتاب روابط انسانی اثر بخش گفته اند: ((روابط انسانی در مفهوم وسیع آن ،همه ی انواع تعاملات بین مردم ،تعارضات ،کوششهای معاضدت آمیز وروابط گروهها را در بر می گیرد.روابط انسانی با اعتقادات ،نگرشها ،ورفتارهایی که سبب کشمکشهای بین فردی می شود و زندگی شخصی ما وهمه ی موقعیتهای کاری ارتباط دارد.)) [5]





نظریه های روابط انسانی

پرفسور ماک گریگور ،از استادان مدیریت صنعتی ،در مدلی که برای مدیریت تحت عنوان نظریهی (x) ونظریه ی (y) ارائه داده است ،متاثر از نظریه های کلاسیک بوده و در مورد شیوه ی رهبری و مدیریت آدمی ونوع نظارت بر او با توجه به طبیعت بشری ،دو دسته مفروضات را مطرح ساخته است.

نظریه ی (x)در این نظریه مفروضات ماگ گریگور این بوده است که: 1- آدمی ذاتا سست وتنبل است واز کار بیزار و تا حد امکان گریزان. 2- نظر به این ویژگیهای آدمی ،برای تلاش وفعالیت افراد در سازمان ،مدیران باید به کنترل و نظارت مستقیم بپردازد واز تهدید ،اجبار و مجازات برای کار کردن استفاده نمایند. 3- انسان هدایت شدن را بر قائم بودن به ذات ترجیح می دهد و طالب آن است که از زیر بار مسئولیت بگذیرد ،و بیشتر خواهان تامین است تا احساس غرور. به عبارت دیگر آنها امنیت خاطررا بالاترین نیاز می دانند و لذا تا آنجا که ممکن است مایلند از مسئولیت فرار کنند.

نظریه ی (Y) 1- کارکردن وکوششهای جسمانی و دماغی برای آدمی عادی و ضروری است. 2- استفاده از نظارت وکنترل مستقیم و یا بهره گیری از تهدید به مجازات و اعمال زور ،یگانه وسیله برای کار گرفتن از آدمی در جهت تحقق سازمان نیست ،زیرا انسان ذاتا قادر است بدون نظارت یا دخالت مستقیم دیگران به فعالیت بپردازد ،ویا بدون تهدید کاری را که دوست دارد ،انجام داده و در سازمانی ،که بدان علاقه مند است بخوبی کار کند. 3- کوشش هر فرد در هر سازمان تابع پاداشهای متعددی است که در مقابل کاری که می کند ،انتظار دارد.لذا انواع پاداشها در میزان تلاش او تاثیر دارد. 4- آدمی به طور طبیعی در شرایط مناسب نه تنها از مسئولیت نمی گریزد ،بلکه جویای آن است. 5- آدمی دارای قابلیتها و توانمندیهای زیادی است ،که در سازمانها و محیط های اجتماعی ،جزئی از این استعدادهای سرشار وی مورد استفاده قرار می گیرد. ماگ گریگور معتقد است که: مدیران بی میل نیستند که از نظریه ی (Y) استفاده کنند ،ولی به لحاظ محدودیت امکانات فنی و سازمانی ،در صورت تاکید زیاد بر بازدهی و سود بخشی سازمان ،بهره وری هر چه بیشتر از منابع معمولا از نظریهی (X) بیشتر استفاده می کنند.[6]

مدیران آموزشی که ازنظریه ی (X) متاثر هستند در سازمانهای آموزشی رفتاری با خصایص زیر دارند.

1-ازنزدیک به امور کارکنان رسیدگی کرده ،شخصا کارکنان آموزشی واداری را کنترل می نمایند.

2-وظایف کارکنان سازمانهای آموزشی را به دقت تعیین می کنند.

3- وظایف سازمان را به اجزا تقسیم کرده ،کارکنان را قاطعانه برای اجرای هر وظیفه به کار می گمارند.

4- فضایی به وجود می آورند که در آن احساس اجبار در کار کردن پدید آید واز طریق تهدید به کیفر همه کار کنند. [7]

این نوع از مدیریت به رهبری مستبدانه بیشتر شباهت دارد.اما مدیران آموزشی که از نظریه ی y متاثرند ،دارای خصایص زیرند :

1- روحیات افراد را در سازمان مورد توجه قرار داده و ارتباط درون سازمانها ،تنها بر محور مقررات خشک و بی روح نیست.

2- فرصتهایی را مدیران فراهم می کنند تا همه ی کارکنان بتوانند از همه ی امکانات خود ،در جهت تحقق اهداف سازمان استفاده نمایند.

3- تلاش می کنند تا زمینه های رشد و استعداد کارکنان فراهم شود.

4- کارکنان را به فعالیتهای سازمان دعوت وترغیب می نمایند.

5- در بر انگیختن تفکر خلاق و ارائه ابتکارات و نوآوریها ،مشوق خوبی هستند.

6- به نیازهای کارکنان نیز توجه دارند وبه انگیزه های کارکنان واقف اند و در تقویت انگیزه های لازم برای کار بیشتر می کوشند.

7- به برنامه های آموزش کارکنان و رشد فکری وفنی و اجتماعی توجه می نمایند.به نظر می رسد که این نوع مدیریت به رهبری آزادمنشانه شباهت دارد.

نظریه ی روابط انسانی مایلز

خلاصه این نظریه عبارت است از:1- مدیران هر سازمان باید به نظریات و عقاید اعضای سازمان ارزش و احترام قایل شوند. 2- اعضای هر سازمان موظف اند در جهت تحقق اهداف سازمان خویش تلاش نمایند. 3- نیروی هر یک از کارکنان سازمان ،بیش از آن است که ظاهر گردیده ومورد استفاده قرار می گیرد. 4- مدیر سازمان ،مسئول ایجاد موفقیتها و فرصتهایی است که هر یک از اعضای سازمان بتوانند قابلیتهای درونی وخلا قیتهای خویش را بروز دهند ، و از این طریق ،زمینه ی لازم برای تحقق اهداف سازمان بیشتر فراهم گردد. 5- مشارکت اعضای سازمان در فرایند تصمیم گیری یک امر ضروری است. 6- مدیران ،مسئول کمک به اعضای سازمان در جهت خودشناسی و آگاهی به توانمندیهای خویشتن اند.این آگاهی موجب بهره مندی بیشتر از استعدادها و مهارتهای خویش در امور شغلی است. 7- تکیه گاه اساسی مایلز بر اصل رضامندی اعضا و تقویت روحیه ی افراد در محیط کار سازمانی است.

با توجه به اهداف سازمانهای آموزشی و پرورشی وماهیت این سازمانها ،توجه به رضایت خاطر کارکنان هر واحد آموزشی ،ایجاد روحیه مناسب در آنان ،محترم شمردن نظریات هر یک از اعضا به ویژه فراهم شدن فرصتهای مناسب بروز و ظهور قابلیتهای وجودی آنان ،مدیران را یاری می دهد تا بتوانند به اهداف موسسه ی آموزشی سریعتر دست یابند.

نظریه ی رفتارسازمانی

اخیرا به جای نظریه ی روابط انسانی در پاره ای نوشته ها اصطلاح رفتار سازمانی به کاربرده می شود.مرکز اصلی و محور توجه در این نظریه ،عنایت به سازمان است ومنظور از رفتار سازمانی را در درک وتشریح رفتارآدمی در حوزه ی سازمان می دانند. نظر به اهمیت درک وشناخت شخصیت افراد ،آگاهی به انگیزشها ،نیازها وروحیه ی هر یک از اعضای سازمان و تاثیرات متقابل سازمان و شخصیت افراد در رفتار سازمانی ،به طرح مباحثی در این زمینه می پردازیم.به ویژه آنکه ،این تعادل و تاثیرو تاثر در ایجاد فضای مساعد وجو سالم و تحقق اهداف موسسات آموزشی ،تاثیر قابل ملاحظه ای دارد.

انگیزه ها ونقش آنها در مدیریت و مدیریت آموزشی

امروزه در مدیریت از انگیزه ها وارتباط آن با کارآمدی کارکنان وبازده ی کار سازمانهای مختلف بحث زیادی شده ،وبه ارتباط لازم بین بازده آموزشی وتولید سازمانها وشدت وضعف انگیزه های اعضای هر سازمان اشاره کرده اند.در زمینه ی طبقه بندی انگیزه ها ،محققان مطالعات زیادی کرده اند ونظر به درونی بودن انگیزه ها ونتایج متنوع متفاوت حاصله از این مطالعات ،طبقه بندی متعددی ارائه شده است.

مان انگیزه های آدمی را در دو گروه ،انگیزه های فیزیولوژیکی و انگیزه های شخصی-اجتماعی طبقه بندی می کند.انگیزه های فیزیولوژیکی مانند: گرسنگی ،تشنگی ،جنسی ،انگیزه های مادی و .... انگیزه های شخصی-اجتماعی مانند: انگیزه ی تحصیل ،خودنمایی ،گروه جویی یا احساس پیوستگی.[8]

درطبقه بندی دیگر،انگیزه ها عبارتند از:انگیزه های فیزیکی ،انگیزه های اجتماعی وانگیزه های روانی تقسیم می کند.انگیزه های فیزیکی ،به انگیزه هایی گفته می شود که به ارضای نیازهای بیولوژیکی فرد توجه دارند نظیر تشنگی ،گرسنگی ،رفاه جسمانی در محیط کار ورفع مخاطرات و...

انگیزه های اجتماعی ،انگیزه هایی هستند که ارضای آنها به همکاری با پذیرش فرد از طرف سایر افراد بستگی دارد ؛ مثلا ،دریک سازمان آموزشی پذیرش یک معلم به عنوان عضوی از اعضای سازمان مدرسه از طرف سایر کارکنان ،موجب ارضای انگیزه ی اجتماعی او خواهد بود.ولذا داشتن مدیران وسرپرستان خوب ،همکاران خوب ،شغل مورد ارزش دیگران ،خود عاملی برارضای انگیزه های اجتماعی کارکنان یا معلمان ،می تواند تلقی شود.با توجه به این دسته از انگیزه های اجتماعی ،دانشمندان علم مدیریت بر خلاف دیدگاه صاحبنظران مدیریت کلاسیک تنها معتقد به ارضای انگیزه های اقتصادی و فیزیکی کارکنان نیستند ،بلکه توجه به سازمان ((غیر رسمی )) و روابط انسانی افراد و توجه به انگیزه های اجتماعی را در مدیریت و توفیق مدیران موثر می دانند.

انگیزه های روانی ،این انگیزه ها را خاص آدمی می دانند.آرمانها و آرزوها واهداف هر فرد ،ارزشهای مورد قبول هر فرد واعتقادات او ،از انگیزه های موثر در رفتار اوست.افراد زیادی را می یابیم که بدون چشمداشت مادی به تلاش وکوشش در خدمت به انسانها می پردازند یا بدون تظاهر ودر عین گمنامی در امور خیریه فعالیت دارند ،هم وقت خود را صرف می کنند وهم ،سرمایه گذاری می نمایند.به ویژه آنان که در جهت قرب ((الی ا... )) وکسب رضای خداوند رفتار خود را تنظیم می کنند و مخلصانه به فعالیت می پردازند.این نوع انگیزه ها را انگیزه های روانی گویند.دقت در طبقه بندی انگیزه های فوق در آدمی ،واثرات انگیزه ها در رفتار نشان می دهد که در مدیریت ومدیریت آموزشی ،مدیران باید به انگیزه های کارکنان ،تقویت انگیزه های روانی ،توجه کافی کنند وبدانند که از این طریق می توانند کارکنان سازمان خود را به تحریک بیشتر در جهت نیل به اهداف سازمان وا دارند.

روحیه واهمیت توجه به آن در مدیریت آموزشی

روحیه درفرایند روابط انسانی اهمیت خاصی دارد زیرا ،می تواند نمایانگر وضع کلی روابط انسانی در یک سازمان باشد. روحیه مجموعه ای از احساسات ،عواطف وطرز فکر آدمی است.در مواردی آن را با رضامندی شغلی مترادف ذکر کرده اند.نکته ی مهم این است که روحیه با درجه رضامندی هر فرد در سازمان به گونه ای که نیازهای معنوی ومادی او ارضا شود ،ارتباط زیادی دارد.روحیه عبارت است از شیوه ی اندیشه ،نحوه ی برداشت افراد وگروه کارکنان از محیط کارشان ،ونیز کوشش وهمکاری ومیل و رغبتی که کارکنان برای رسیدن به هدفهای سازمان از خود نشان می دهند.

انواع روحیه

با توجه به تعریف فوق روشن میشود که روحیه ممکن است مثبت یا منفی باشد.روحیه مثبت را از آن کسانی می دانند که از کار و حرفه ی خود راضی هستند وفکر می کنند که خدمت یا خدمات آنها ،هم برای خود و هم برای جامعه مفید و موثر بوده وبا افراد شایسته ای در محیط کار خویش در ارتباط می باشند.روحیه منفی را از آن افرادی می دانند که یاس و بدبینی در آنان سایه افکنده وبی اعتمادی در گفتار و رفتار آنان مشاهده می گردد.گفته می شود که عامل مهم در روحیه ی افراد ،نحوه ی نگرش وتفکر آنهاست وبه احساس وادراکی که از محیط خود دارند نیز بستگی دارد.





فصل دوم:تاثیر ویژگی هایشخصیتی وعلمی معلم بر تدریس ومدیریت رفتارکلاسی وی

اساسیترین عامل برای ایجاد موقعیت مطلوب در تحقق هدفهای آموزشی ، معلم است. اوست که میتواند حتی نقص کتابهای درسی و کمبود امکانات آموزشی را جبران کند یا برعکس ، بهترین موقعیت و موضوع تدریس را با عدم توانایی در ایجاد ارتباط عاطفی مطلوب به محیطی غیر فعال و غیر جذاب تبدیل کند. در فرایند تدریس ، تنها تجارب و دیدگاههای علمی معلم نیست که موثر واقع میشود، بلکه کل شخصیت اوست که در ایجاد شرایط یادگیری و تغییر و تحول شاگرد تاثیر میگذارد. دیدگاه معلم و فلسفهای که به آن اعتقاد دارد، در چگونگی کار او تاثیر شدیدی میگذارد، بطوری که او را از حالت شخصیتی که فقط در تدریس مهارت دارد خارج میکند و به صورت انسان اندیشمندی در می آورد که مسئولیت تربیت انسانها را بر عهده دارد.

دیدگاه مکتب کلاسیک در رفتار کلاسی(تاثیر رفتار معلم از جنبه علمی )

معلمان پیرو این مکتب را درس نگر می نامندزیرا بیشتر به درس اهمیت میدهند تا پرورش شاگرد. تمام کوشش آنها بر این است که به هر طریقی که شد، درس را به شاگرد انتقال دهند. گروه درسنگر ، به شاگردان و تفاوتهای فردی آنها توجه ندارند، یا آن را چندان مهم تلقی نمیکنند. به نظر این گروه شاگردان موظفند که درس را بطور کامل یاد بگیرند و به معلم پس دهند. به اعتقاد افراد این گروه ، حقایق علمی شاگردان را برای زندگی اجتماعی آماده میسازند و به همین دلیل ، کسب دانش در درجه اول اهمیت قرار دارد.

این سبک رفتار کلاسی با توجه به تک محور بودن رفتار یعنی تنها توجه به محتوی درسی و نیز درس نگری وبه کارگیری سبک وظیفه مداری ازجانب معلم سبب می گردد که تنها رفتار آمرانه و توجه به محفوظات مورد نظر قرار گیرد و توجه به دانش آموز و نظریات وی مورد فراموشی واقع گردد و درنتیجه رشد خلاقیت و ابتکار و نوآوری در دانش آموزان نادیده گرفته شود و در شرایطی که توجه به شخصیت دانش آموز و رشد مهارتهای اجتماعی، روانی و عاطفی مورد نظر است، مهارتهای مورد نیاز در این رابطه به فراموشی سپرده شود.دانش آموزان در این کلاسها مجبورند که دستورات معلم را بدون هیچ گونه سوالی بپذیرند.معلمان برای درک رفتار دانش آموز تلاش نمی کنندبلکه کج رفتاری دانش آموز را توهین شخصی تلقی می کنند. آنان دانش آموزان را افرادی غیر مسئول و بی انضباط که بایستی از طریق اجرای تنبیهات کنترل شوند تلقی می کنند.[9]

گروه درس نگر را نیز میتوان به دو گروه کوچکتر درس نگر علمی و درس نگر فلسفی تقسیم کرد.

درس نگر علمی :گروه درس نگر علمی بیشتر به رشتههای علمی علاقهمند هستند و میکوشند تا از این نظر دانش خود را رور بروز گسترش دهند. با آنکه مطالب درسی آنها گیرایی درسهای فلسفی و اجتماعی را ندارند، به سبب اطلاعات وسیعی که در رشتههای علمی دارند، میتوانند شاگردان را به سوی خود جلب کنند. تاثیری که معلمان درس نگر علمی در شاگردان میگذارند، ناشی از شخصیت آنان نیست، بلکه زاده وسعت اطلاعات آنهاست. چنین تاثیری معمولا تعلیمی است نه تربیتی ، ولی بطور غیر مستقیم شاهد تاثیر تربیتی هم هستیم. اگر چه علاقه این گروه از معلمان بیشتر به رشتههای علمی و مواد درسی است تا شاگردان ، دلبستگی آنها به علم باعث میشود که گاهی شاگردان با علاقه فراوان در کلاس درسشان حاضر شوند.

درس نگر فلسفی :گروه درس نگر فلسفی با اینکه به درس بیشتر از شاگردان توجه دارند، اما چون اغلب به مسائل کلی و اجتماعی میپردازند، کلاسشان گیرا میباشد. شاگردان نسبت به این معلمان گرایش بیشتری دارند. این گروه با شخصیت بارزی که دارند، به عنوان سرمشق و انسان آرمانی مورد توجه شاگردان واقع میشوند. چنین معلمانی به فردیت شاگردان توجه نمیکنند و به روش تدریس هم اعتنایی ندارند، اما به علت آرمانگرایی خاص و شخصیت بارز و نافذی که دارند، شاگردان جذب آنها میشوند. و گاه تمام رفتار و عقاید معلمان خود را مو به مو اجرا میکنند و هیچ گونه ابتکار و نوآوری از خود نشان نمیدهند.

دیدگاه مکتب نئو کلاسیک در رفتار کلاسی(تاثیر رفتار معلم از جنبه شخصیتی)

سبک رفتار کلاسی از این دیدگاه نیز تک بعدی است، به جای تاکید معلم بر مسائل انضباطی و کنترل شدید و به اصطلاح درس نگری به فرد نگری و ایجاد ارتباط با دانش آموزان و برقراری کانالهای باز در حدی که بعضا سوء استفاده دانش آموزان را در پی دارد توجه می شود.نام دیگر این گروه معلمان شاگرد نگر است. این نوع سبک رفتاری نیز همانند وظیفه نگری مورد سوء استفاده قرار می گیرد، زیرا با پیچیدگی شخصیت انسان و سوء استفاده هایی که بعضی از دانش آموزان بر اساس رفتار معلم می کنند جو کلاسی بحران زا و تسلط معلم بر کلاس و ارائه رهنمود های وی به سوی اهداف مورد نظر دچار تزلزل گشته و جو خارج از کتنرل معلم به وجود می آید.

گروه شاگرد نگر را میتوان به دو دسته کوچکتر در شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی تقسیم کرد.

شاگرد نگر فردی و شاگرد نگر جمعی :شاگرد نگر فردی به ویژگیهای فردی شاگردان ، بیشتر توجه دارد و یکایک آنان را شناسایی و با هر کدام مطابق خصوصیات فردی اش رفتار میکند.در حالیکه شاگرد نگر جمعی بیشتر به جمع شاگردان و پرورش جمعی آنها توجه دارد. این گروه از معلمان با استفاده از روانشناسی پرورشی و روانشناسی نوجوانی در جهت تربیت و پیشرفت کلی همه شاگردان تلاش میکنند. رفتار این معلمان نسبت به رفتار معلمان شاگردنگر فردی رسمیتر است. این دسته از معلمان چندان به عواطف و در خواستهای شاگردان توجه ندارند. در صورتی که هدف از تدریس در چنین کلاس هایی توجه به شخصیت دانش آموز و رشد مهارت های اجتماعی باشد، این سبک رفتاری می تواندسبکی قابل قبول باشد.

بوژن در مطالعات خود نشان داد معلمانی که رابطه خوب و حسنه با کلاس داشته اند از ساخت کلاس و نقش های دانش آموزان در آن کلاس اطلاعات بیشتری داشته اند، زیرا وقتی معلم از چگونگی نوع قضاوت دانش آموزان نسبت به یکدیگر مطلع باشد، شناخت وی از کلاس بیشتر می گردد و بنابراین با رفتار خود می تواند روحیه بهتر و مناسبتری در آنها به وجود آورد.[10]

تاثیر شخصیت علمی معلم بر فرایند تدریس

معلم هر اندازه دارای رفتار انسانی مطلوبی باشد، ولی از نظر علمی ضعیف و ناتوان تلقی شود، مورد قبول شاگردان واقع نخواهد شد. شخصیت متعادل همراه با تسلط علمی معلم ، او را از نظر شاگردان با ارزش و اعتبار میسازد. معلمی از نظر علمی قوی است که به روشهای ارائه محتوا و چگونگی برقراری ارتباط، آگاه و بر آنها مسلط باشد. روش تدریس باید متناسب با اصول و پرورش و خصوصیات شاگردان انتخاب شود. زیرا وظیفه اصلی معلم فقط درس دادن و پس گرفتن درس نیست، بلکه مهمترین وظیفه او همکاری و راهنمایی یکایک شاگردان برای رسیدن به هدفهای مطلوب تعلیم و تربیت است.

تسلط بر محتوای درس ، از ویژگیهای معلم است، با وجود اینکه دامنه علوم حتی در یک رشته خاص بسیار وسیع و گسترده شده است و کمتر کسی میتواند به همه آنها دست یابد، لازم است که معلم حداقل بر مطالبی که تدریس میکند، مسلط باشد. آموزش و پرورش هر جامعه با توجه به تاریخ و فرهنگ آن جامعه شکل خاصی به خود میگیرد. معلم آگاه و مسلط باید با تاکید بر آن فرهنگ خاص و با توجه به شرایط تاریخی جامعه کوشش کند تا شاگردان را به ارزشهای والای جامعه پیشرفته و انسانی آشنا کند.

معلم علاوه بر داشتن محتوای غنی علمی ، باید از فنون و مهارتهای آموزشی آگاه باشد. او باید هدفهای آموزش و پرورش را بشناسد و با این شناخت به فعالیتهای آموزش خود جهت بدهد. معلم ، باید علاوه برداشتن محتوای غنی علمی و آشنایی با روشهای تدریس ، با برنامهریزی طراحی آموزشی آشنا باشد.

معلم باید در زندگی اجتماعی نیز راهنمای شاگردان باشد. راهنمایی معلمان سبب میشود که زندگی واقعی در نظر شاگردان معنی پیدا کند. معلم چه شاگرد نگر باشد چه درس نگر ، ممکن است در رفتار خود با شاگردان رفاقتطلب یا اقتدارطلب باشد. اما در حالت کلی باید میانهروی را نیز مدنظر داشته باشد تا دچار مشکل نشود.

ارتباط با سایر علوم :عوامل موثر بر تدریس و از جمله عامل شخصیت رفتاری و علمی معلم از مباحث بسیار مهم در علوم تربیتی و روانشناسی ، مهارتهای آموزشی ، فنون تدریس و حتی علوم اجتماعی و... میباشد.

مدیریت ترکیبی و بهره گیری از هر دو سبک رفتاری در مدیریت رفتار کلاسی

مطالعات و تحقیقات رهبری که توسط دانشگاه اوهایو انجام شد نشان داد که استفاده از هر یک از دو سبک رفتاری وظیفه مداری (درس نگری) و رابطه مداری (شادگردنگر) در کلیه شرایط و همیشه و همه جا نمی تواند ضامن اثر بخشی رفتار سازمانی و کلاسی معلم باشد.از طرفی همانند عوامل فردی محیط نقش عمده ای را در ایجاد و بروز ویژگی های رفتاری دارد. از عوامل محیطی که در روحیه و رفتار دانش آموزان و نیز معلم اثر دارند می توان محیط فیزیکی کلاس (اندازه کلاس، کیفیت نور، تخته سیاه،میز و نیمکت دانش آموزان) و مهمتر از همه موقعیت روحی، روانی وشخصیتی دانش آموزان را نام برد. عمده ترین شاخصی که عامل مورد اخیر را شکل می دهد،نوع نگرش معلم نسبت به دانش آموزان یا سبک رفتار کلاسی اومی باشد.



شبکه مدیریت یا سبک های رفتار کلاسی از نظر کمی و کیفی

رابرت بلیک و جین موتون در شبکه مدیریت سبک های مختلف رفتار را ارائه دادند.حاصل آن پنج سبک رفتاری اساسی در مدیریت شد.

سبک رفتاری 1:این سبک که در ابتدای دو محور وظیفه مداری و رابطه مداری قرار دارد، گویای حداقل توجه به دانش آموز و نیز محتوای درسی است. معلمی که دارای این سبک رفتاری است، حداقل ارتباط را با دانش آموزان دارد و به درس هیچ گونه اهمیتی نمد دهد.زبان حال این معلم این است که «ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم-وز بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم». ایی سبک رفتار کلاسی را می توان تحت عنوان سبک درمانده،بی تفاوت وسایه نما نام برد.

سبک رفتاری 2:از آنجا که سایر مسادل رفتاری تحت الشعاع درس و توجه به آن قرار می گیرد، این سبک رفتاری نیز قابل قبول نیست.چنین سبک رفتاری در کلاس با رفتار خشک معلم همراه است و عموما بهداشت روانی کلاس به مخاطره می افتد.

سبک رفتاری 3: در این سبک رفتاری توجه به موضوع درسی در حداقل خود قرار گرفته است، در این سبک معلم به اندازه ای با دانش آموز نزدیک می شود و آنچنانمحیطی راحت و دوستانه برقرار می سازد که بعضی از این دانش آموزان از چنین جوی سوء استفاده کرده و تن به مطالعه نمی دهند. پیامد این گونه رفتار کلاسی معلم، مشکلاتی است که در امر یادگیری برای دانش آموزان ایجاد می شود. غالبا این سبک تحت عنوان سبک تفریحی یا باشگاهی نامیده می شود.

سبک رفتاری 4: این سبک بدان جهت جز از معلمینی آگاه نمی تواند سر بزند و نیاز به فراست و آگاهی معلم دارد، سبک نا شناخته از طرف واضعین شبکه مدیریت نام گذاری شده است. در این سبک رفتار کلاسی از یک طرف معلم توجه دانش آموزان را به درس و اهمیت فراگیری آن معطوف ساخته و آن را بسیار مهم تلقی می نماید و از طرف دیگر توجه زیاد به دانش آموز نشان داده و نیاز های او را مورد نظر قرار می دهدو رابطه دوستانه و محیطی با ایجاد رابطه حسنه برقرار می سازد.این سبک رفتاری سبکی ایده آل عنوان شده و عموما کار کلاسی به صورت گروهی پیش می رود. این سبک تحت عنوان نام می گیرد.

سبک رفتاری 5:این سبک رفتاری، سبک میانه ای بین فردنگری و درس نگری است و تحت عنوان سبک میانه رو نامیده می شود.از آنجایی که سبک رفتاری 4 تقریبا محال است، سبک بینابین از راه برقراری موازنه میان توجه بهدرس و حفظ روحیه دانش آموز در وضعیتی رضایت بخش قرار گیرد و تعادل برقرارمی شود. در این سبک رفتاری معلم هم به امر یادگیری توجه داشته و هم سعی می کند کلاس را از حالت خشک و بی روح، که در نتیجه رفتار خشن و خشک معلم ایجاد می شود در آورد.









فصل سوم:رفتارهای مطلوب و نامطلوب دانش آموزان و رسالت معلم از جنبه پرورشی

گاه ديده مي‌شود که دانش آموزي از عهده انجام کاري برمي‌آيد اما آن کار را به دفعات لازم انجام نمي‌دهد. مثلا سلام کردن را ياد گرفته است اما به ندرت به افراد بزرگتر از خود سلام مي‌کند يا مي‌تواند تکاليفش را انجام دهد اما در اين کار سستي نشان مي‌دهد. در اين گونه موارد با استفاده از روشهاي افزايش رفتار مي‌توان رفتار دلخواه را در او افزايش داد.

ويژگيهايي كه بر اساس آن رفتار تعريف مي‌شوند از اين قرار است :

1-آنچه كه افراد انجام مي‌دهند يا بيان مي‌نمايند رفتار نام دارد . رفتار اعمال فرد را در بر مي‌گيرد و بر همين اساس يك ويژگي ايستاي فرد نيست .مثال : خشمگين بودن نامگذاري رفتار است نه شناسايي رفتار . درحاليكه اگر بتوانيد آنچه را كه فرد هنگامي‌كه خشمگين است ، بيان مي‌كند و يا انجام مي‌دهد ، شناسايي كنيد ، آنگاه رفتار را تعريف كرده‌ايد .مثال : "علي سر خواهرش فرياد كشيد ، به اتاقش رفت و در را محكم به هم كوبيد ". اين مورد توصيف رفتاري است كه ممكن است خشم نامگذاري شود .

2-رفتار يك يا چند بعد دارد كه قابل اندازه گيري است .از قبيل : فراواني يا تعداد دفعات وقوع يك رفتار ، تداوم يا مدت زمان انجام رفتار ، شدت رفتار يا نيروي فيزيكي در گير در رفتار ، كه همه اين موارد ابعاد فيزيكي رفتار نام داشته و قابل اندازه‌گيري هستند.

3-رفتار مي‌تواند به وسيله فرد دخيل در رفتار و يا ديگران مشاهده ، توصيف و ثبت گردد.

4-رفتار بر محيط از جمله محيط فيزيكي و يا محيط اجتماعي ( آنچه كه ديگران و يا خود انجام مي‌دهيم ) تاثير مي‌گذارد .وقتي دانش آموز دست خود را بالا مي‌برد و معلم او را دعوت به صحبت كردن مي‌كند. اما در بعضي مواقع اثر رفتار بر محيط آشكار نيست و فقط بر شخصي كه در وقوع رفتار دخيل است تاثير مي‌گذارد. مثال : احساسات و افكار دروني فرد.

5-رفتار پديده‌اي قانونمند است . بدين معنا كه وقوع رفتار به طور نظام مند تحت تاثير رويدادهاي محيطي قرار مي‌گيرد .

6-رفتار ممكن است آشكارو يا پنهان باشد . رفتار آشكار، عمل فردياست كه توسط شخص ديگري به غير از خود فردي كه در رفتار دخيل است ، قابل مشاهده و ثبت باشد . در صورتيكه رفتار پنهان را كه رويدادهاي خصوصي نيز ناميده مي‌شوند(اسكينر 1974) ديگران نمي‌توانند مشاهده كنند . براي مثال ، فكر كردن ،‌ رفتاري پنهان است .ُُُ مبحث تغيير رفتار بيشتر به رفتارهاي آشكار و يا قابل مشاهده توجه دارد .

روشهای افزایش رفتار مطلوب در دانش آموزان

الف)روش تقويت مثبت براي افزايش رفتارهاي مطلوب

روش تقويت مثبت تقريبا همان روش متداول پاداش است که همه معلمان با آن آشنا هستند و غالبا آن را مورد استفاده قرار مي‌دهند. با اين حال بين پاداش و تقويت مثبت اندک تفاوتي وجود دارد که روان شناسان را بر آن داشته است تا به جاي پاداش از اصطلاح دقيق‌تر تقويت مثبت استفاده کنند. در پاداش دادن افراد هدف ما بطور عمده قدرداني و سپاسگذاري از اعمال گذشته آنهاست و گرچه پاداش يک رفتار معمولا به تکرار آن مي‌انجامد هدف ما از پاداش دادن رفتار ضرورتا تکرار آن رفتار در آينده نيست.

اما در تقويت مثبت هدف الزاما تکرار رفتار است يعني اگر پس از تقويت يک رفتار احتمال وقوع آن رفتار در شرايط همسان آتي افزايش نيابد گفته مي‌شود که تقويت صورت نگرفته است. تقويت مثبت بهترين و موثرترين روش افزايش رفتار است . فرايندي که در آن ارائه تقويت کننده مثبت بعد از رفتار منجر به نيرومند شدن آن رفتار مي‌شود. وقتي معلم تصميم مي‌گيرد هر وقت دانش آموزان موقع ورود به کلاس به او سلام کنند با لبخند زدن به هنگام جواب دادن به سلام آنها رفتار سلام کردن آنها را تقويت کند در واقع از تقويت مثبت استفاده مي‌کند.

اصول تقويت مثبت

اصل اول :از تقويت کننده مناسب استفاده کنيد. تقويت کننده‌هاي مختلف بر افراد مختلف تاثيرات متفاوتي دارند. همچنين تاثير يک تقويت کننده واحد بر يک فرد معين در شرايط مختلف متفاوت است. بنابراين لازم است در استفاده از تقويت کننده‌ها در شرايط گوناگون و با افراد مختلف اين نکته به خوبي مورد توجه قرار گيرد.

اصل دوم :فوريت تقويت يک عامل مهم است. تقويت فوري اثر بخشي بيشتري از تقويت همراه با تاخير دارد و گاه تقويتي که با تاخير انجام شده هيچ فايده‌اي ندارد. معلم بايد بلافاصله پس از انجام رفتار مطلب از سوي دانش آموزان آن رفتار را تقويت کند و فاصله بين تقويت و رفتار را به حداقل برساند.

اصل سوم :مقدار و میزان تقويت را توصيه مي‌کند. دانش آموزان اگر ببينند معلمي هميشه و در هر مورد با دليل و بي‌دليل همه را مورد تشويق و تمجيد قرار مي‌دهد رفتار تقويت کننده او نسبت به دانش آموزان اثر تقويتي‌اش را از دست مي‌دهد بنابراين لازم است مقدار و ميزان مناسب تقويت رعايت گردد.

اصل چهارم :توصيه مي‌کند که از موقعيتها و تقويت کننده‌هاي تازه‌تر استفاده شود. افراد موقعيتهاي جديد يادگيري و انجام فعاليتهاي تازه را به موقعيتها و فعاليتهاي تکراري ترجيح مي‌دهند. بنابراين معلمان بايد بکوشند تا در آموزش و افزايش رفتارهاي مطلوب روشها و فنون گوناگون را بکار برند تا دانش آموزان مرتبا خود را در شرايط تقويتي حس کنند. همچنين بهتر است معلمان سعي کنند تا از روشهاي تقويتي متنوع استفاده کنند و براي مدتي طولاني از يک تقويت کننده بطور تکراري استفاده نمايند.

ب)روش تقويت منفي براي افزايش رفتارهاي مطلوب

تقويت منفي نيز سبب افزايش رفتار مي‌شود. تفاوت اين روش با تقويت مثبت در آن است که در تقويت مثبت ارائه يک تقويت کننده مثبت مثل يک جايزه ، يک آفرين و ... رفتار مطلوب را نيرومند مي‌سازد. در حالي که در تقويت منفي حذف يک عامل منفي يا فرار از آن منجر به نيرومندي رفتار مي‌شود. نام ديگر تقويت کننده منفي محرک آزارنده است زيرا حضور آن در موقعيت موجب آزار فرد مي‌شود و لذا حذف آن از موقعيت يا به تعويق افتادن آن سبب تقويت رفتاري از فرد مي‌شود که به حذف يا به تعويق افتادن آن منجر شده است.

تقويت منفي مانند تقويت مثبت از پديده‌هاي معمولي زندگي روزانه است. کودکي که تازه راه رفتن را آموخته است اگر هنگام راه رفتن قدم اشتباهي بردارد زمين خواهد خورد و بخصوص از بدنش درد خواهد گرفت و بعد براي احتراز از زمين خوردن خواهد کوشيد تا از انجام حرکت غلط جلوگيري به عمل آورد. در کلاس درس معلم ممکن است با تهديد کردن دانش آموز به گرفتن نمره کم و مردود شدن در امتحان آنها را به درس خواندن وا دارد و رفتار درس خواندن را در آنها تقويت کند.



فصل چهارم: چگونه کلاسی با جوی آرام داشته باشیم؟«رهبری و هدایت کلاس»

معلم برای اداره مطلوب کلاس به دو مهارت مهم احتیاج دارد، یکی برقراری ارتباط مؤثر و مثبت با دانش آموزان و دیگری، مدیریت کلاس.برای کمک به معلمان در ایجاد جوی آرام و مطلوب در کلاس، چهار راهبرد پیشنهاد می شود:
الف) پیشگیری از رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس.

زیرا پیشگیری بهتر و آسان تر از درمان است. برای این کار معلم باید مسائلی را که موجب قطع توجه و ارتباط آموزشی در کلاس می شود شناخته و آنها را خنثی نماید. کاوینگتون (1999) در رابطه با این کار، نکات زیر را توصیه می کند:

1- در بعضی مواقع با عوامل بی نظمی کلاس باید به طور انفرادی ارتباط برقرار کرده و از دلایل آنمطلع شوید.
2- رفتارها و فعالیت های برهم زننده نظم را مشخص و آن را به صورت قوانین در کلاس مطرح کنید. مثلا: کثیف کردن دیوار ها قدغن است.
3- منتظر برخی رفتار های غیر قابل پیش بینی باشید و میزان توانایی برخورد خود را با آنها بسنجید.
4- دانش آموزان باید رفتارهای مطلوب معلم را باید بدانند. مثلا: دوست دارم برای صحبت، اول دست خود را بلند کنید.
5- به رفتار های نامطلوب، واکنش جدی نشان دهید. زیرا بی توجهی به این امر موجب نا کارآمد جلوه کردن شما در نظر آنها می شود.
6- در شروع کار، قوانین و ضوابط کلاس را مشخص و مطرح کنید و سعی کنید آنها، روشن و قابل اجرا باشند.
7- قوانین باید قابل درک باشند، برای کلاسهای ابتدایی قوانین ساده و کلی تر و برای کلاسهای بالاتر قوانین پیچیده تر.
8- کلاس درس را در آغاز با جدیت شروع کنید و متعاقب آن آزادی بیشتری به دانش آموزان بدهید، زیرا کنترل آنها پس از دادن آزادی های بسیار در آغاز، مشکل است.
9- یادگیری را با اهمیت و معنی دار کنید تا دانش آموزان علاقمند شده و خسته نشوند.علل رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس امور مختلفی همچون: خستگی از درس و بحث معلم، استقلال طلبی در مقابل معلم، جلب توجه و یا سردرگم بودن نسبت به انتظارات و قوانین کلاس، می تواند باشد. کانین (1970) با مقایسه رفتار معلمان در این زمینه، دریافت که آنچه مهم است اقدامات پیشگیرانه است.او سه ویژگی برای اقدامات پیشگیرانه مطلوب در نظر گرفت:
1) نظارت: معلم به طور فعال بیش از یک دانش آموز را مورد توجه قرار دهد و برای همه فعالیتی مشخص کند.

2) پاسخ مقتضی و مناسب به رفتار های نامطلوب دانش آموزان در کلاس: این کار برای پیشگیری از رفتار های بعدی صورت می گیرد و راهبرد های زیر به ترتیب میتواند در این امر مؤثر باشد:

1- معلم در حین تدریس، نگاهی خیره و کوتاه مدت به دانش آموز خاطی داشته باشد.
2- از شیوه بیان غیر مستقیم استفاده کند.
3- به شکل تصنعی از شخص خاطی سوال کند. (چرا به جای شرکت در کلاس به کار دیگری مشغولید؟)
4- از شیوه بیان مستقیم استفاده کند.
5- الگو سازی رفتار مطلوب با اشاره به دانش آموزان دیگر.
6- شیوه اصلاح رفتار، یعنی پاداش به رفتار های مطلوب و نادیده گرفتن رفتار های نامطلوب.
7- منزوی کردن یا اخراج کردن دانش آموز خاطی.

3) ارائه پاسخهای راهبردی به رفتار های نامطلوب دانش آموزان: با استفاده از نگرش انسان گرایانه، مذاکره منطقی با دانش آموزان، و استفاده از تحلیل کاربردی رفتار (بحث تقویت و پاداش).

تنبیه و پیامد های آن

تنبیه کاری است نامطلوب و مربیان تربیتی هرگز این شیوه را برای جلوگیری از رفتار نامطلوب و تنظیم مدیریت کلاس توصیه نمی کنند. اگرچه تجربه عمومی نشانگر آثار کوتاه مدت آن است اما متخصصان امر نگران آثار جانبی آن هستند. زیرا: تنبیه ممکن است بیش از حد تعمیم یابد و رفتار های دیگر دانش آموز را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ در صورت تکرار، اثر خود را از دست بدهد؛ و ایجاد احساس «درماندگی» و ناتوانی در دانش آموزان نماید. اِمر (1987) رهنمود های زیر را برای تنبیه دانش آموزان ارائه کرده است:
1- به دلایلی که ذکر شد تا حد امکان از تنبیه کم استفاده کنید.
2- دلیل خود را برای تنبیه دانش آموزان بیان کنید، تا بدانند رفتارشان بد بوده نه خودشان.

3- دانش آموزان باید بدانند چه می توانند بکنند تا تنبیه نشوند.

4- رفتار های مناسب را در کلاس تقویت کنید.
5- هرگز از تنبیه بدنی استفاده نکنید.
6- رفتار نامطلوب را در ابتدای بروز آن مورد تنبیه قرار دهید نه در انتها. زیرا رفتار درحال شکل گیری بیشتر از رفتاری که انجام شده و لذت آن برده شده قابل اصلاح است.




ب) برقراری ارتباط مؤثر و مثبت با دانش آموزان.

توجه به موارد ذیل در برقراری ارتباط مناسب و مؤثر در کلاس مفید است:
1- معلم باید مؤدبانه صحبت کند و از کلمات آمرانه بپرهیزد.
2- معلم باید در مواقع لزوم از دانش آموزان خواهش و تقاضا کند.
3- به دانش آموزان بیاموزید که احساسات خود را بدون افراط و تفریط نشان دهند و اینکه استفاده از احساسات برای تأثیر گذاری بر دیگران کار درستی نیست.
4- گاهی اوقات سوال های غیر جدی مطرح کنید تا ساختار شخصیتی شما جدی و غیر قابل انعطاف به نظر نیاید.

تأثیر انتظارات معلم

تأثیر انتظارات معلم بر رفتار دانش آموزان طرحی است که پس از تحقیقات مشهور روزنتال و یاکوبسن (1968) ارائه شد و «پیشگویی خودکامبخش» یا «اثر پیگمالیون» نامیده شد. در این تحقیق به طور ساختگی طی یک آزمون دانش آموزان به ظاهر با استعداد به صورت تصادفی مشخص شدند و به معلمان معرفی شدند. اگرچه این دانش آموزان حقیقتاً دارای چنین استعدادی نبودند اما در پایان سال، در مقایسه به دیگران از پیشرفت بالاتری برخوردار بودند. اگرچه این تحقیق مورد انتقادات گسترده ای قرار گرفت و دارای ضعف هایی بود اما مطالعات بعدی هم به این نتیجه کلی رسید که انتظارات معلم، غالباً عملکرد و رفتار دانش آموزان را در کلاس درس تحت تأثیر قرار می دهد. دلیل آن هم این است که اینچنین دانش آموزانی، وقت بیشتری برای مشارکت در کلاس به دست می آورند و معلم نیز آنها را در رسیدن به جوابها کمک می کند. از سوی دیگر انتظارات نابجا و نامناسب معلم نیز میتواند باعث بروز مشکلاتی در دانش آموزان شود.

انتظارات مثبت معلم نتایج ذیل را به دنبال دارد:
1- در کلاس، جوی گرم و پذیرا ایجاد می شود.
2- بازخوردی مناسب به دانش آموزان ارائه می شود.
3- دانش آموزان برای شرکت در فعالیت های کلاسی ترغیب می شوند.
4- زمان و فرصت بیشتری برای یادگیری فراهم می شود.

تأثیر گذاری انتظارات معلم، دلایل متعددی می تواند داشته باشد. از جمله اینکه معلم توجه بیشتری می کند، و دانش آموز بدین وسیله تقویت های بیشتری دریافت می کند. به نظر روزنتال، موارد ذیل می تواند به تأثیر انتظار مثبت یا بالا در دانش آموزان گردد:
1- روابط متقابل: رفتار دوستانه و گرم معلم با دانش آموزان.
2- بازخورد: دانش آموزان اطلاعات روشنتری درباره عملکردشان از معلمان دریافت می کنند.
3- درونداد: معلمان اطلاعات بیشتر و طرح های سنگین تری نسبت به بقیه به این دانش آموزان می دهند.
4- برونداد: معلمان فرصت های بیشتری برای پاسخگویی (برونداد) این دانش آموزان می دهند.

نتایج زیر را می توان از تحقیقات اثر انتظار مثبت دریافت نمود:
1- معلم باید عدالت و انصاف را در همه جنبه ها خصوصاً روابط با دانش آموزان و توجه به آنها رعایت کند.
2- معلم باید آگاهانه با اموری که موجب پیشداوری می شود (مثل وضعیت ظاهری، اقتصادی، اجتماعی) مقابله کند.
3- کسب اطلاع معلم از سوابق تحصیلی دانش آموز صرفا برای کمک به آنها نه تحقیر و تمسخر.

4- معلم ضمن بررسی عملکرد گذشته باید انتظار خود را از پیشرفت های آتی اعلام کند.
5- موارد ضعف دانش آموزان را حتی المقدور حاصل عدم تلاش آنها دانست نه کم توانی ذهنی.

ج) استفاده از روش یادگیری مشارکتی در کلاس.

شیوه مشارکتی در امر آموزش در مقابل روش سنتی و انفرادی قرار دارد و باید گفت که این شیوه ارتباط مطلوبی بین دانش آموزان پدید می آورد و آنها را برای یادگیری بهتر بر می انگیزاند و عزت نفس آنها را ارتقا می دهد. شیوه های یادگیری مشارکتی همگی در سه اصل مشترکند: آموزش فعالیت مشترک؛ آموزش فعالیت ها به صورت مشترک و گروهی؛ و تقویت عملکرد گروهی.
وجوه تمایز روش های مشارکتی بر اساس شیوه سازماندهی تکالیف و شیوه ارائه پاداش مشخص می شوند:
شیوه سازماندهی تکالیف: الف) تکالیف به صورت مشترک باشد و نمره کلی دریافت کنند. ب) دانش آموزان به صورت انفرادی کار کنند و ارزشیابی شوند در حالی که روی یک موضوع کلی کار می کنند. که این روش دوم باعث می شود همگی افراد گروه درگیر کار شوند.
شیوه ارائه پاداش: اگر در ارائه پاداش به دانش آموزان هر دو جنبه فعالیت فردی و گروهی در نظر گرفته شود بعضی از مشکلات روش مشارکتی برطرف میشود. مثلا در تمرین ضرب و تقسیم معلم میتواند دانش آموزان را هم انفرادی و هم گروهی امتحان کند یا متوسط نمره تک تک اعضای گروه را نمره گروهی فرض کرد.

د) فراهم کردن جوّ مثبت و مطلوب برای یادگیری و آموزش.

راهبرد چهارم برای رهبری و هدایت کلاس، در حقیقت چکیده و نتیجه سه راهبرد قبلی است. پیشنهاد هایی برای کمک به این زمینه وجود دارد که به آنها اشاره می کنیم:
1- مقررات کلاس را با مشارکت دانش آموزان تدوین کنید و بیشتر بر پیامد های مثبت اطاعت از قوانین تاکید کنید.
2- آموزش کلاس را با قاطعیت و جدیت شروع کنید و سپس آزادی بیشتر بدهید.
3- شرایط و ضوابط کلاس را مرتّباً طبق نظر دانش آموزان تغییر ندهید.
4- از تهدید بپرهیزید.
5- بر عملکرد دانش آموزان تمرکز کنید نه شخصیت آنها.
6- آرام و قاطع برخورد کنید.
7- از انتقامجویی یا تمسخر دانش آموزان بپرهیزید.
8- اگر عصبانی هستید ابتدا خود را کنترل و سپس به صحبت بپردازید.
9- رفتار های نامطلوب را با جریمه ، به تکالیف درسی پیوند نزنید.
10- با دادن فرصت دوباره به دانش آموزان خاطی و پذیرش آنها، آنها را تقویت کنید.
11- از اشتباهات کوچک چشم پوشی کنید.
12- یادگیری را معنی دار کنید.
13- در صورت لزوم و عدم توجه به اشاره های غیر مستقیم، دانش آموزان را به طور مستقیم مورد خطاب قرار دهید.
14- از ساز و کارهای پیچیده روانشناختی و عواملی که بر تدریس اثر می گذارد استفاده کنید.
15- به تأثیر انتظار معلم و تحقیقات انجام شده در این زمینه توجه داشته باشید.
16- کلاس درس را نظامی اجتماعی در نظر بگیرید. بدون تردید این آموزش ها و نوع روابط آموخته شده در زندگی بزرگسالی هر دانش آموز تأثیر می گذارد و میزان موفقیت یا عدم موفقیت او را تا حدود زیادی مشخص می کند.

فصل پنجم: چگونه با رفتار کلاسی و روابط انسانی خود یک معلم فعال، پر انرژی و تاثیر گذار باشیم؟

هر شخصی دوست دارد در موقعیت ها و شغل خود ، فردی موثر ، موفق ، و مطرح بوده و به او با دیده منفعل ، بی تفاوت ، تاثیرپذیر صرف ، گوشه گیر و نا کارآمد نگاه نشود و تمایل دارد بتواند بر محیط کاری خود، همکاران ، مدیران و مافوقان و غیره تاثیر مثبت بگذارد. روش های بسیار زیادی برای این کار وجود داردکه برخی از آنها فهرست وار درج می گردد :

1- مطالعه کافی کتب مرتبط با شغل معلمی ، روزنامه ها و نشریات ، بررسی وبلاگها و سایتها ی فعال معلمان و ادارات آموزش و پرورش جهت به روز آوری اطلاعات و آگاهی از آخرین یافته های مرتبط با شغل معلمی و کاربست آنها.

2- مطالعه در زمینه آموزش و پرورش تطبیقی و مقایسه فعالیتهای معلمان و مدارس کشور با معلمان و مدارس خارجی و کسب تجربه از فعالیتهای آنان ، این موضوع از طریق بررسی وبلاگ و سایت مدارس و معلمان خارجی به خوبی و به ارزانی ممکن است .

3- شرکت فعال در انواع مسابقات علمی و مقاله نویسی معلمان و جشنواره ها که توسط ادارات و سازمانهای آموزش و پرورش برگزار می شود . این موضوع به مطالعه معلم می انجامد که موجب به روز شدن اطلاعات وی گشته یا موفقیتهایی برایش به دنبال خواهد داشت .

4- شرکت فعال در کلاسهای ضمن خدمت و باز آموزی معلمان که توسط ادارات آموزش و پرورش برگزار می گردد .

5- حضور فعال در جلسه شورای معلمان مدرسه و اظهار نظرهای صحیح و علمی با استناد به مطالعات کافی و حالت منفعل نداشتن در این جلسات جهت مطرح شدن نظرات مثبت شما و جلب توجه مدیر و سایر همکاران و نیز ترغیب دیگر معلمان شرکت کننده برای شرکت فعال در بحث های جلسه شورا .

6- شرکت در مسابقات اقدام پژوهی و انتخاب موضوع های جدید برای تدوین و شرکت در مسابقه.

7- شرکت در انواع همایش و سخنرانیهای کارشناسان و مدعویین ادارات آموزش و پرورش منطقه و استان جهت کسب اطلاعات علمی جدید در راستای شغل معلمی.

8- افتتاح وبلاگ یا سایت اینترنتی و درج مطالب نوشته شده به وسیله خودتان و توجه کافی به نظرات بازدید کنندگان و تهیه مطالب درخواستی آنان . و تبادل لینک و اطلاعات با سایر وبلاگها ، این کار موجب مطالعه بیشتر شما و تمرین کافی برای نوشتن و اظهار نظرهای علمی خواهد شد .

9- در صورت امکان از مدیر مدرسه بخواهید هر چند وقت یکبار به کلاس شما آمده و از نزدیک شاهد فعالیت و روش تدریس شما در کلاس باشد تا چنانچه نظری داشت بعدا به شما اعلام نماید در غیر اینصورت با هماهنگی مدیر می توانید از سایر همکاران مانند بازرسان و کارشناسان اداره برای حضور در کلاس خود دعوت به عمل آورید .

10- بردن ابزار و یا استفاده از رسانه های آموزشی در کلاس ، علاوه بر ایجاد جذابیت در تدریس برای دانش آموزان ، شما را معلمی علاقمند ، کوشا و فعال برای سایر همکاران و مدیر مدرسه معرفی خواهد نمود . ابزار آموزشی الزاما" وسایل گرانقیمت که ممکن است در دسترس شما نباشند ، نیستند ، بلکه وسایل و موادی ارزان و ساده مانند انواع عکس ، کتب ، مجلات و روزنامه و غیره نیز مفید است .

11- در خواست از مدیر مدرسه برای برنامه ریزی جهت شرکت دادن دانش آموزان شما در بازدید های علمی و کلا " استفاده از موقعیتهای آموزشی در راستای تدریس .

12- جهت حفظ اقتدار خود و توانایی مدیریت کلاس درس ، حتی الامکان از بروز درگیری در کلاس درس خود داری نمایید . خیلی اوقات ، خود داری و سعه صدر و چشم پوشی معلم از خطاهای جزیی دانش آموزان ، از وقوع درگیری و تنبیه و به هم ریختن نظم کلاس و مدرسه و متعاقب آن گلایه سایر همکاران و دانش آموزان و والدین ، جلوگیری خواهد کرد . با سعه صدر ، شما به عنوان معلمی مقتدر و با توانایی مطلوب اداره کلاس برای دانش آموزان و همکاران معرفی خواهید شد .با خطای دانش آموزان در موقعیتهای منا سب دیگر ، برخوردهای حساب شده و سنجیده داشته باشید و زود از کوره در نروید .

13- در زمان حضور در مدرسه حتی الامکان از گوشه گیری ، پکر بودن ، سکوت مطلق، در فکر فرورفتن ، خشم افراطی، اظهار مداوم گلایه و شکوائیه ، خود داری نمایید تا به زودی از چشم دیگران نیافتید و بلکه دیگران با دیدن شما انرژی بگیرند . در زنگ های تفریح و در دفتر مدرسه و سالن ، نشاط خود را به دیگران هم منتقل نمایید . زمانیکه حرفی برای گفتن ندارید به تبادل تجربه در مورد امور آموزشی و کلاسداری بپردازید.

14- سروقت در مدرسه حاضر شدن ، سر وقت به کلاس رفتن ، برخورد مناسب با همکاران ، سخنان مفید و سنجیده در جمع همکاران و دانش آموزان ، رعایت نظم و غیره معرف خوبی برای شما به عنوان فردی منضبط و موفق خواهد بود .

15-احترام کامل به کلیه کارکنان مدرسه ، احوالپرسی و خداحافظی های گرم ،پرس و جو از احوال همکاران ، شرکت در مراسم مختلف همکاران در خارج از مدرسه ، مساعدت و همدلی با آنان هنگام وجود مصائب و مشکلات ، شما را فردی خونگرم و دوست داشتنی معرفی خواهد کرد.

16 - مطالعه روش های تدریس نوین ، کسب تجربه از سایر معلمان موفق ، ارزشیابی از روشهای خود و از همه مهمتر استفاده از شیوه های تدریس فعال و مشارکتی تاثیر زیادی بر موفقیت شما خواهد داشت . استفاده از این شیوه ها نه تنها معلم را خسته نمی کند بلکه وی را در بین همکاران مدرسه ، برجسته خواهد ساخت و در یادگیری دانش آموزان موثر خواهد بود . به عنوان مثال استفاده از الگوی همیاری در کلاس و گروه بندی دانش آموزان باعث خواهد شد آنها ضمن مشارکت و فعالیت در کلاس ، علاقه خاصی به معلم پیدا کرده و این کار رضایت دانش آموزان ، والدین آنها ، مدیر و معاون را نیز در پی خواهد داشت و در نهایت ، شما ، خود پنداری مثبتی از خود خواهید داشت . استفاده از روشهای مشارکتی و فعال یادگیری از خستگی معلم در کلاس و یکنواخت صحبت کردن وی به میزان زیادی خواهد کاست .

17 - انجام برخی امور به ظاهر ساده در مدرسه و کلاس ، شما را به عنوان فردی فعال ، پر انرژی ، خونگرم و مورد علاقه به دیگران معرفی خواهد کرد که خیلی از معلمان ممکن است تمایلی بدان نداشته و یا از اهمیت آن مطلع نباشند . مثلا انداختن عکس های دسته جمعی با دانش آموزان ،برگزاری جشن فارغ التحصیلی یا اتمام پایه برای کلاس خود ، شرکت در نماز جماعت مدرسه همراه دانش آموزان ، شرکت در فعالیتهای فوق برنامه و پرورشی همراه دانش آموزان ،شرکت در اردوها و بازدیدهای خارج از مدرسه همراه آنان ، سخنرانی در مراسم آغازین مدرسه ، کمک و مساعدت مدیر ، معاون و مربی پرورشی در اجرای برنامه ها به مناسبتهای مختلف مذهبی و اعیاد ، امانت دادن کتاب و مجله و غیره به دانش آموزان ،و فعالیتهای متنوع دیگر ...







یادداشتها:

[1]علی علاقه بند (مترجم)،مقدمات مدیریت آموزشی،تالیف مری پارکر فالت،ص 21

[2]محمد حسین پرداخت چی،فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش،سال دوم،شماره 2، تابستان72، ص24

[3]امان ا... صفوی، مدیریت کلاس،فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش،سال دوم شماره4،زمستان72،ص34

[4] دانیل گري فيث، روابط انساني در مديريت آموزشي، ترجمه خداداد بخشي، ص 25

[5] سيد محمد ميركمالي ، روابط انساني در آموزشگاه، ص 22

[6] علي محمد اقتداري ، سازماني و مديريت ، ص 44

[7] احمد صافي ، سازمان و مديريت در آموزش و پرورش، ص 69

[8] احمد صافي ، سازمان و مديريت در آموزش و پرورش، ص 72

[9]میر محمد سید عباسزاده(مترجم)،تئوری تحقیق و عمل در مدیریت آموزشی،جلد2،تالیف وین ک.هوی،ص44

[10]آیزدر بوگن،مدیریت آموزشی،ص28



منابع:

مقدمات مدیریت آموزشی،تالیف مری پارکر فالت، ترجمه دکتر علی علاقه

مدیریت رفتار کلاسی (مهارت های آموزشی و پرورشی)،تالیف دکتر محمد حسین رئوفی،انتشارات آستان قدس رضوی

چالش های مدیریت آموزشی،تالیف مایک باتری،ترجمه دکتر علی اکبر امین بیدختی ،انتشارات دانشگاه سمنان

روابط انسانی در آموزش و پرورش،نوشته فرهاد قنادیان

شبکه اطلاع رسانی رشد-تاثیر ویژگی های شخصیتی و علمی معلم بر تدریس-

پایگاه اطلاع رسانی زیبا وب

روانشناسی تربیتی،تالیف دکتر پروین کدیور

معلمان اثر بخش،نوشته حمید رضا ترکمندی-کارشناس ارشد مدیریت

برگرفته از وبلاگ : بیرق جاوید



نوشته شده در تاريخ جمعه 13 اسفند1389 توسط رزگار لطفی

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود